محمد مهدى ملايرى

441

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

هنگامى كه مرجانه مادر عبيد اللّه بن زياد را به زنى گرفته براى او ساخته بود « 1 » . شيرويه كه نامش در اين روايت آمده يكى از دو فرماندهء اسوارانى بود كه در همان سالهائى كه هرمزان فرمانرواى خوزستان و لرستان مورد حملهء اعراب قرار گرفته بود از سوى يزدگرد آخرين پادشاه ساسانى به كمك او فرستاده شده بودند . ولى چون هرمزان پس از جنگهاى متعدد سرانجام تاب مقاومت نياورد و تسليم شد و به شرحى كه پيش از اين گذشت به مدينه اعزام گرديد ، اينان هم حاضر شدند با شرايطى به مسلمانان به پيوندند و آن‌هم در صورتى كه شرايط آنان را خود خليفه بپذيرد و امضا كند . و ابو موسى اشعرى امير بصره كه فرماندهى اين جنگ را هم برعهده داشت شرايط ايشان را به عمر نوشت و عمر هم آنها را پذيرفت و امضا كرد . و چون يكى از آن شرايط اين بود كه آنها در هر جا كه خودشان خواستند اقامت كنند و با هرقبيله‌اى از اعراب كه خودشان برگزيدند هم‌پيمان شوند ، از اين‌رو بصره را براى اقامت خود برگزيدند و در آن جا هم با قبيلهء بنى تميم كه نزديكترين قبايل عرب به پيغمبر بود هم‌پيمان شدند . فرمانده ديگر اين اسواران به نام سياه بود كه پس از اين نامش خواهد آمد . نهر الأساورة يكى ديگر از نهرهاى معروف بصره به نام نهر الاساورة ( يعنى رود اسواران ) خوانده مىشد كه آن را اسواران براى آبيارى املاك و مزارع خود از دجله جدا كرده بودند . ياقوت در معجم البلدان « 2 » اين اسواران صاحب نهر را همان‌هائى مىداند كه در جنگ خوزستان در اثر پيمانى كه با مسلمانان بسته بودند به شرحى كه گذشت به بصره آمدند و در اين‌جا اقامت گزيدند . بلاذرى هم همين را نوشته و اين را هم افزوده كه برخى هم گفته‌اند كه اين نهر را عبد اللّه بن عامر كارگزار خليفه عثمان در بصره براى آنها كنده است « 3 » . البته اسواران را در اين سرزمين بصره قدمى راسخ‌تر و سابقه‌اى كهن‌تر از اين زمان است و حتى در همين دوران اسلامى هم رد پاى آنها را در جنگهاى

--> ( 1 ) . فتوح البلدان ، ص 440 - 441 . ( 2 ) . ياقوت ، معجم البلدان ، 4 / 834 . ( 3 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 440 .